لارنس کسدان مرگ «الکس» را بهانه ي گرد آمدن شخصيت هايش قرار مي دهد و فيلم نامه اش را بر همين بنا استوار مي کند و انسجام مي بخشد. او غم غربت خود را به دهه ي 1960 با گنجاندن انبوه ترانه ها و موسيقي اين دهه بروز مي دهد. ـ نامزد سه جایزه اسکار و دو جایزه گلدن گلوب 1984 و یک جایزه بفتا 1985 ـ داستان: پس از مرگ «الکس مارشال»، دوستانش، «هارولد» (کلاين) و «سارا کوپر) (کلوز) تصميم مي گيرند براي يادبود او، مجلسي در آخر هفته برگزار کنند. به غير از «کلوئه» (تيلي)، دختري حدودا بيست ساله که محبوبه ي «الکس» بوده، بقيه ي حاضران در مجلس، هم کلاسي هاي دوران دانشگاه «الکس» هستند....
حالا دیگر استوارت جزو اعضای خانواده شده است اما با این حال کمی احساس تنهایی میکند تا اینکه با یک قناری به نام مارگالو آشنا میشود. این دوستی ادامه مییابد اما یکی از روزها خبری از مارگالو نمیشود به همین علت استوارت تصمیم میگیرد با کمک خانوادهاش و اسنوبل مارگالو را پیدا کند…